|
ام اس |
با آزمایش جدید میتوان ابتلا به ام.اس را 9 سال زودتر پیشبینی کردجامعه > سلامت - دانشمندان معتقدند با یک آزمایش خون ساده میتوان 9 سال زودتر از ظاهر شدن علائم ام.اس این بیماری را پیشبینی کرد. کارشناسان امیدوارند با این کشف بتوانند زودتر مراحل درمان روی یک بیمار را آغاز کرده و از اثرات این بیماری بکاهند. [ جمعه بیست و هشتم خرداد 1389 ] [ 12:47 ] [ همدل ]
[ ]
اختصاصی ام.اس لینک - ترجمه از دنیز - آیا می خواهید توانایی خود را حفظ کنید ؟ در اینجا 10 کاری که برای کاهش علائم ام اس و سالم ماندن و احساس خوب داشتن می توانید انجام دهید معرفی می گردد :
1. ورزش منظم
ورزش می تواند قدرت و انعطاف پذیری شما را بهبود بخشد. و همچنین می تواند منجر به کاهش درد و افزایش انرژی شما گردد این فواید ورزش، می تواند به حفظ توانایی شما بیانجامد وفعالیتهای شما رابهبود بخشد.
برخی از تمرینات به حفظ تعادل کمک میکند. ورزش منظم،همچنین روحیه شما را با لا می برد.
وقتی ورزش می کنید ، خودتان را بیش از حد گرم یا تحت فشار قرار ندهید تا موجب خستگی شما نشود.
از طرف دیگر فعالیتهایی را انتخاب کنید که به شما لذت می بخشد ، این فعالیت ها می تواند شنا باشد یا پیاده روی در طبیعت باشد و احتمالا فعالیت انتخابی تان بیشترین لذت را به شما خواهد داد.
برای اطمینان خاطر قبل از شروع هر برنامه ورزشی با پزشک خود مشورت کنید.
2.تغذیه و رژیم غذایی متعادل
تغذیه درست می تواند انرژی شما را افزایش دهد و خطر ابتلا به مشکلات سلامتی را کاهش دهد.
از غذاهای پر چرب و دارای چربی های اشباع و چربی ترانس اجتناب کنید. روزانه حداقل 7 قلم از میوه یا سبزیجات استفاده کنید و به اندازه کافی فیبر و پروتئین دریافت نمایید.
3. حفظ وزن سالم
وضعيت تغذيه و نگه داشتن وزن بدن در حد مطلوب ، اهميت بسزايي دارد و افزایش وزن ، شما را در معرض خطر ابتلا به بیماری قرار می دهد . وزن اضافی همچنین باعث می شود قلب و ریه ها سخت کار کنند و بر مفاصل فشار می آورد.
وزن سالم ، از طرف دیگر ، انرژی بیشتری به شما می دهد وباعث تسهیل حرکتتان می گردد و حفظ توانایی شمارا فراهم می آورد.
اگر می خواهید وزن خود را کم کنید ، آن را گام به گام و اصولی انجام دهید و اگر اراده کنید، کارچندان سختی نیست و به یاد داشته باشید که قدمهاي كوچك ، بهتر از يك گام بزرگ کارايي دارد.
فقط کافی است هرروز دقایقی ورزش را به برنامه روزانه تان بیفزایید. تغذیه تان را اصلاح کنید و برنامه غذایی انتخاب شده باید شامل مواد مورد نیاز یعنی مغذی و مطلوب و سبک باشد .
4. به مقدار کافی بخوابید
بسیاری از بیماران ام اس می گویند که خستگی ، بیشتر از هر علامت دیگر با زندگی روزانه آنها تداخل دارد و معمولا توانایی آنها را در انجام کارها محدود می کند .
مطمئن باشید که برنامه ریزی برای خواب کافی در طول شب می تواند در تخفیف خستگی موثرباشد.
هرروز سر زمان خاصی به رختخواب روید و سر وقت خاصی بلند شوید ، اینطوری بدن شما از استراحت منظم و لازم بهره مند می شود و خوابتان روال عادی به خود می گیرد و خستگی تان کاهش می یابد.
در طول روز ، حداقل 8 لیوان آب بنوشید تا هیدراته بمانید ، و کمتر احساس خستگی کنید.
فعالیت ها و برنامه هایتان را متناسب با وقت استراحتتان تنظیم کنید.
5. از الکل و تنباکو اجتناب کنید
خود را در مصرف الکل محدود کنید.
نوشیدن الکل می تواند علایم ام اس را تشدید کند. همچنین ممکن است با داروهای شما تداخل داشته باشد.
و اگر سیگار می کشید ، سعی کنید آنرا ترک کنید.
غیر سیگاری ها سالم تر از افراد سیگاری هستند و خطر کمتری در مقابل انواع بیماری هادارند.
بعضی از تحقیقات نیز نشان می دهد که مصرف سیگار ممکن است سرعت پیشرفت ام اس را با لا ببرد و درمان آن را با مشکل مواجه سازد و ناتوانی آنها را تسهیل بخشد.
6 . استرس خود را کاهش دهید
ریلکس یا آرمیدگی را بیاموزید. استرس برای هیچ کس خوشایند نیست ، چه در افراد سالم و چه در افراد بیمار .
بعضی از بیماران می گویند علائم ام اس آنها هنگامی که تحت استرس هستند بدتر می شود.
به جای فرو خوردن احساسات خود ، سعی کنید در مورد آنها با خانواده یا دوستان ، یا با درمانگر گفتگو کنید. شما همچنین می توانید استرس خود را با تنفس عمیق ، یوگا و ساده و آرام زندگی کردن مدیریت کنید. شما در نظر داشته باشید که هر کاری کنید کمکی برای خودتان خواهد بود.
7. به طور منظم با پزشک خود ملاقات کنید.
به طور مرتب با متخصص مغز و اعصاب که در درمان ام اس تخصص دارد در ارتباط باشید وسوالات و نگرانی های خود در مورد ام اس را با او در میان بگذارید.
نورولوژیست شما می تواند اطلاعات مربوط به انتخاب های درمانی ام اس و هر آنچه میتواند برای حفظ توانایی و به تاخیرانداختن ناتوانی لازم باشد، را به شما ارائه دهد..
همچنین برای اطمینان برنامه چکاپ سالانه معاینه فیزیکی با دکتر خانوادگی تان را نیز مد نظر داشته باشید. به این ترتیب ، هر گونه نگرانی در مورد سلامت عمومی شما می تواند رفع شده و هر گونه مشکلی زود و قبل از تبدیل شدن آن به مشکلات بزرگتر می تواند مورد بحث قرار گیرد و رفع گردد.
ضمنن پزشک شما می تواند در مدیریت علایم مربوط به ام اس با شما مشاوره داشته باشد.
8. اطلاعات لازم در مورد بیماری ام اس خود را بدست آورید.
اطلاعات مهم را در مورد نوع ام اس خودتان بدست آورید ، اینکه چه تاثیری می تواند بر شما بگذارد واینکه چطور انتظاراتتان را تعدیل بخشید وهر آنچه شما میتوانید برای جلوگیری از پیشرفت ام اس و در به تاخیرانداختن ناتوانی انجام دهید .
این اطلاعات به شما کمک خواهد کرد تا بهترین راه را برای مدیریت ام اس خود انتخاب کنید. علاوه بر این برای آماده کردن شما در مقابله با هر چیزی که بر روی بیماری تان تاثیر می گذارد یاری خواهد رساند.
هماره پرسشهایی که دارید لیست کنید و هنگام مراجعت به پزشک تان به همراه داشته باشیدتا راحت از او بپرسید و نیز اطلاعات مهم دیگر را از سازمان هایی که به افراد مبتلا به ام اس خدما ت ارائه می دهند به دست آورید .
9. دریافت درمان زود هنگام
آیا مواردی که می تواند به کم کردن سرعت در اوایل بیماری منجر شود می شناسید ؟
اگر شما بتوانید پیشگیری کرده و آسیب های عصبی را در شروع بیماری به تاخیر اندازید ، خواهید توانست ناتوانی های خود را کاهش دهید. داروهایی هستند که نشان داده شده است می تواند به حفظ توانایی کمک کند و ناتوانی ها راکاهش دهد. با پزشک خود در مورد گزینه های مختلف درمانی قبل از انتخاب نوع درمان گفتگو کنید .
10. دارو های خود را بطور مرتب مصرف کنید .
اگر شما تصمیم به استفاده ازدارو برای کاهش علایم ام اس گرفتید ، حتما آن را به طور منظم ، همانطوری که پزشکتان توصیه کرده مصرف کنید. آن را بخشی از زندگی روزمره خود فرض کنید ، درست مثل مسواک زدن دندان ها یتان.
مصرف منظم دارو بهترین راه تضمین درمان شما می باشد که اثرات آن در کمک به حفظ توانایی اتان در دراز مدت دیده خواهد شد.
موضوعات مرتبط: ترجمه های خودم [ سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389 ] [ 13:37 ] [ همدل ]
[ ]
اختصاصی ام.اس لینک - ترجمه از خانم آینا فخیمی - سه شنبه، هشتم ژوئن 2010 - خیلی ها می خواهند بدانند حال من بعد از انجام عمل CCSVI چطور است. جوابم اینست که ... حالم دقیقاً عین زمانی ست که هنوز به دکتر اسکلافانی مراجعه نکرده بودم. به نظر خبر خوبی نیست؛ اما در عین حال می تواند هم خبر خوبی باشد و هم نباشد. از این سوالها، بعضی صرفاً دلایل شخصی دارند، زیرا مرا از نزدیک شناخته و نگران حالم هستند. بعضی هم داستانم را دنبال می کنند چون مطمئن هستند می توانند اطلاعات جدیدی از نتایج جراحی که در حال حاضر جهانی شده و یک تجربه آزمایشی باز است بدست آورند. کلیه یادداشتهای آزمایشگاهی جمع آوری شده ی ما را می توانید در سایت CCSVI ، فیس بوک، توئیتر، یوتیوب، تی آی ام اس و وبلاگ دیگری که در واقع یک بلاگ گروهی ست ببینید.
الان من اینجا نشسته و به این فکر می کنم که آیا جریان خون در سیستم اعصاب مرکزی من به حد کافی بهبود یافته که بتواند در وضعیت بیماری ام تغییراتی به وجود آورد؟ متاسفانه امروز هیچ جوابی برای این سوال ندارم. به محض اینکه کوچکترین تغییری مشاهده کنم مطمئناً شما اولین کسانی خواهید بود که در جریان قرار خواهید گرفت. ( البته بعد از کیم)
قبل از اینکه پیروزی یا شسکت روش CCSVI را ارزیابی کنم تصمیم گرفتم که پست های قبلی وبلاگم را از نو بخوانم تا بتوانم به یاد بیاورم که چه انتظارات و امیدهایی داشته ام. خوشحالم که همه آنها را یادداشت کرده ام، چون انتظارات و امیدها در طول زمان، دستخوش تغییرات آشکاری می شوند. در پائین می توانید بعضی از نوشته هایم را بخوانید، از قدیمی ترین پست تا جدیدترین:
"افرادی مثل من که قبلاً دچار صدمات قابل توجهی در سیستم اعصاب مرکزی شان شده اند، احتمالا بعد از اقدام به CCSVI ، شاهد هیچ گونه بهبودی در وضعیت فعلی شان نخواهند بود، و اگر بهبودی هم باشد در حد کم خواهد بود. ما فقط می توانیم از بدتر و حادتر شدن بیماری مان جلوگیری کنیم. بعبارتی من به شخصه می خواهم باعث توقف سیر صعودی بیماری ام شوم، بهتر شدن فعلا پیشکش."
"این روش درمانی، چنان ذهن مرا درگیر خود کرده و روحیه ام را بالا برده است که در حال حاضر هیچ علاقه ای به سایر تحقیقات ام اس ندارم. اکنون همه پروژه ها، حرفها و گفته ها به صورت یک صدای پس زمینه برای من هستند."
"با توجه به سرعت پیشرفت بیماری ام، صبر کردن، بیش از "اقدام به هر کاری"، جان مرا به مخاطره می اندازد. CCSVI بهترین شانس من برای متوقف کردن روند پیشرفت این بیماری ست، قبل از اینکه به طور کامل مرا از پا دربیاورد."
"اگر چه بسیار علاقمند به یافته شدن ارتباط بین ام اس و CCSVI هستم، اما مجبورم در مورد شانس تغییر زندگیم توسط این روش، کمی واقع بینانه تر بیندیشم. به عبارت دیگر، من سعی دارم انتظاراتم را مدیریت کنم. این روشی ست که من بکار گرفته ام. دیگران در موقعیت های مشابه شاید خیلی خوش بین تر از من باشند، که البته حتما دلایل مربوط خود را دارند. شاید این روش درمانی باعث شود که سیر پیشرفت بیماری ام کمتر شده و یا به کل متوقف گردد. شاید هم نتواند هیچ کمکی بکند. اما آنچه مسلم است اینست که اگر من کاری انجام ندهم، خوب میدانم که این بیماری مرا به کجا خواهد رساند"
"هیچ معجزه ای روی تخت جراحی به وقوع نمی پیوندد. ممکن است ماهها طول بکشد تا بتوانم شاهد تاثیرات این روش باشم. نتیجه این عمل هر چه باشد مهم نیست، به هر حال من اقدام به یک تجربه بسیار جالب و فوق العاده کرده ام."
"شما از من سوال می کنید که حالم چطور است؟ جوابی که فعلا می توانم بدهم اینست: ممنون، خوبم. مسئله اینست که من بعد از شش ماه یا یک سال دیگر خواهم توانست پاسخ دقیق دهم که آیا جراحی مذکور توانسته است تاثیری روی پیشرفت بیماری من داشته باشد یا خیر. امیدوارم از نظر شما که اشکال نداشته باشد؟"
"بخاطر اینکه زمان زیادی طول می کشد که متوجه شوم آیا این روش درمانی توانسته است روی پیشرفت بیماری من تاثیر بگذارد یا خیر. فعلا خودم هم نمی دانم که چگونه رفتار کنم. آیا باید طوری زندگی کنم که انگار حالم خوب شده است؟ یا طوری که هنوز هم بیمار هستم؟
حرفهایم کمی گیج کننده بود، ببخشید. جواب من، همانی بود که اول گفتم: هیچ فرقی نمی کند نتیجه این جراحی چه باشد. تمام سعی خود را می کنم تا برای یکبار هم که شده از زندگی خود لذت ببرم. امید به بهترین نتیجه داشته باشم و در عین حال خود را برای بدترین نتیجه آماده کنم. طوری زندگی کنم که انگار امروز آخرین روز زندگیم است. من هر کدام از شما را هم تشویق می کنم که نگاهی اینچنینی به زندگی داشته باشید."
در پستهای اولیه من چند مسئله به چشم می خورد:
اول اینکه، من انتظارات معتدل و واقع بینانه ای داشته ام. هر چند گزارشات زیادی از بیمارانی که اقدام به این عمل کرده اند، مبنی بر اینکه شاهد بهبودی های سریع بوده اند، اما با توجه به اینکه من ام اس پیشرونده اولیه داشته ام، انتظاراتم تا آن حد نبوده است. بلکه فقط امیدوار بوده ام که بتوانم پیشرفت بیماری ام را متوقف کنم.
دوم: قبل از آنکه جراحی CCSVI انجام دهم، می دانستم برای اینکه بتوانم شاهد تغییراتی در وضعیتم باشم، بایستی بین 6 ماه تا یکسال صبر کنم، و فعلا هنوز دوازده هفته گذشته است.
سوم: حتی اگر من هیچ فایده ای از این روش درمانی نبرم، بازهم هرگز از اینکه اقدام به آن کرده ام پشیمان نخواهم شد.
باید بگویم از هفدهم مارس تا کنون، هیچ بهبودی در بیماری ام ندیده ام، همانطور که انتظار داشته ام. در طول همین مدت، بیماری ام بدتر نشده است، باز هم همانطور که انتظار داشته ام. دوازده ماه برای ارزیابی تاثیر این روش درمانی، بسیار کوتاه است.
دو حالت ممکن است برای بیماری من پیش بیاید:
_ روش درمانی، هیچ تاثیر مثبتی بر روی بیماری من نداشته باشد.
_ روش درمانی، پیشرفت بیماری مرا کند یا متوقف نماید.
البته سناریوی سومی هم ممکن است پیش بیاید و مسئله را کمی پیچیده تر کند. یعنی ممکن است که این درمان، به طور موقت عمل کند و انقباضات باز شده توسط آنژوپلاستی مجددا به حالت اولیه خود بازگردند، یعنی باریک شدن مجدد شریان. من تا شش ماه دیگر هم بایستی به طور مدام نزد دکتر اسکلافانی برای ویزیت بروم، یعنی تا سپتامبر 2010. تا دکتر بررسی کند که آیا رگهای باز شده من، در همان حالت باز هستند یا خیر. صرف نظر از اینکه آیا پیشرفت بیماری ام متوقف شده است یا نه، بایستی به پزشک برای بررسی این امر مراجعه کنم.
بنابراین من هنوز باید انتظار بکشم. آیا بلاتکلیف بودن سخت است؟ باید بگویم که مطمئناً سخت است. اما من این حالت بلاتکلیفی را ترجیح میدهم به اطمینان ترسناکی که در صورت "هیچ کاری نکردن" با آن مواجه می شدم. ( "هیچ کاری نکردن" چیزی ست که توسط خیلی از پزشکان و متخصصین توصیه می شود، اما مسئله اینست که آنها نمی توانند خود را جای من بگذارند.)
http://www.ms-links.org/2010/06/ccsvi.html موضوعات مرتبط: ترجمه های خودم [ سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389 ] [ 13:35 ] [ همدل ]
[ ]
نتایج چند بررسی حاکی از آن است که پس از اولین حملهی نورولوژیک که حدس ابتلای به اسکلروز مولتیپل (MS) را فراهم میآورد، درمان با اینترفرون بتا سبب تاخیر وقوع حملهی دوم در محلهای مختلف (یعنی MS بالینی مشخص) میگردد.
طی یک بررسی از این مورد، محققان با حمایت مالی کارخانه، به صورت تصادفی شده، ظرف ۶۰ روز پس از حادثهی بالینی مشکوک به MS، درمان با اینترفرون بتا یا دارونما را آغاز کردند و این درمان به مدت ۲ سال یا تا پیشرفت بالینی بیماری به سمت MS مشخص ادامه یافت.
بعد از پایان بررسی، ۳۷۸ بیمار استفاده از اینترفرون بتابامارک مشخص را پذیرفته و تحت سنجشهای دائمی و منظم بالینی قرار گرفتند و به پژوهشگران اجازه دادند پیشرفت بیماری و ناتوانی میان بیماران گروه زودرس و تاخیری را مقایسه کنند.
بعد از مجموع پیگیری ۳ ساله، احتمال پیشرفت بیماری به سمت MS قطعی بالینی در گروه درمان زودرس به طور قابل توجه پائینتر از گروه دیگر بود (۳۷ در برابر ۵۱%). بسیاری از بیماران هر دو گروه در مرحلهی ناتوانی سطح پائین باقی ماندند ولی احتمال پیشرفت برحسب امتیاز ۱۰ درجهای استاندارد شدهی ناتوانی MS به طور قابل توجه در گروه درمان زودرس کمتر بود.
[ سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389 ] [ 13:34 ] [ همدل ]
[ ]
بيماري ام اس سبب سرگيجه از نوع سرگيجه وضعيتي ميشود که در اين حالت چرخش در بستر يا تغيير وضعيت از حالت خوابيده و نشسته به حالت ايستاده سرگيجه را تشديد ميکند. احمد چيت ساز دانشيار گروه اعصاب دانشگاه علوم پزشکي اصفهان، در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران افزود: يکي از بيماريهايي که موجب سرگيجه واقعي مي شود بيماري ام اس است و اولين حمله ام اس ميتواند فقط به صورت سرگيجه باشد و سرگيجه هم در شروع ام اس و هم در زمان عود بيماري ام اس شايع است.وي گفت: حدس ميزان شيوع سرگيجه در ام اس به دليل آنکه در بسياري از موارد اين علامت با ساير علائم بيماري ام اس هم پوشاني دارد مشکل است. با بيان اينکه در مطالعه اي ميزان شيوع سرگيجه را در ام اس 16 درصد گزارش شد چيت ساز تصريح کرد: در صورتي که شروع ام اس اولين بار با يک سرگيجه حاد همراه تهوع واستفراغ و نداشتن تعادل طي را ه رفتن باشد تشخيص آن از بيماري و سيتوبليت حاد (التهاب ساختمان تعادلي در گوش داخلي) مشکل است. وي خاطرنشان کرد: مکانيسم ايجاد سرگيجه در ام اس برزو پلاکهاي ميلين زدا در شروع و يا در سير بيماري در ساقه مغز، مخچه و مسيرهاي ساقه مغز مخچه، ريشهها و هسته عصب هشتم و زاويه پل دماغي مخچهاي است که MRI روش تشخيص مناسب براي نشان دادن پلاکهاي ام اس در ساقه مغز و مخچه است. چيت ساز يادآور شد: در ام اس حملات سرگيجه معمولاً خودبخود يا درمان با کورتن درماني و يا درمانهاي علامتي برطرف ميشود که در اين صورت امکان عود مجدد وجود دارد . [ سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389 ] [ 13:32 ] [ همدل ]
[ ]
محققان علوم پزشکی اعلام کردند : داروی جدیدی به صورت قرص ساخته اند که علیه بیماری ام اس مصرف خواهد شد.
داروی ساخت شرکت نووارتیس که "گیلنیا" یا "فینگولیمود" نام گرفته است به صورت قرص عرضه می شود و قادر است روند بیماری ام اس را متوقف کند.
سازندگان دارو ، در انتظار تایید نهایی اداره دارو و غذای امریکا ، اف دی ای ، برای عرضه آن به بازار هستند.
بیماری ام.اس ( مولیتپل اسکلروزیس ) یکی از شایعترین بیماری های سیستم اعصاب مرکزی ( مغز و نخاع ) است و بر اثر تخریب غلاف میلین ایجاد می شود.
میلین غلافی است که فیبرهای عصبی را احاطه می کند و در انتقال سریع امواج عصبی نقش بسیار مهمی دارد.
در حالت طبیعی با وجود این غلاف امواج عصبی به سرعت منتقل شده و موجب توانایی بدن در ایجاد حرکات هماهنگ و موزون میگردند.
در بیماری ام.اس این غلاف عصبی به تدریج تخریب می شود و بدین ترتیب امواج عصبی از مغز به خوبی منتقل نمی شود و علایم مختلف بیماری ام.اس ظاهر می شود.
این بیماری مسری نبوده و از دسته بیماریهای ارثی هم محسوب نمی شود، اما نقش ژنتیک در ایجاد آن تایید شده است.
در حال حاضر هیچ درمان قطعی برای این بیماری وجود ندارد اما شیوه های درمان موجود در تغییر سرعت روند بیماری مؤثر هستند.
موضوعات مرتبط: ترجمه های خودم [ سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389 ] [ 13:31 ] [ همدل ]
[ ]
عصب بينايي بيش از يك ميليون فيبر عصبي دارد كه در بيماري ام اس تعدادي از اين فيبرها ممكن است ملتهب شده و عملكرد آنها مختل مي شود. رضا دانشور كافكي متخصص مغز و اعصاب در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران افزود: در بيماري ام اس ، عمدتا عصب بينايي مورد آسيب واقع شده و سبب اختلال در درك تصاوير مي شود.
وي گفت: عصب بينايي بيش از يك ميليون فيبر عصبي دارد كه در بيماري ام اس تعدادي از اين فيبرها ممكن است ملتهب شده و عملكرد آنها مختل شود . وی ادامه داد: شايعترين اختلال ديدي كه در اثر التهاب عصب بينايي رخ مي دهد از دست رفتن ناگهاني و كامل ديد يك چشم است و معمولا ديد مركزي چشم كه بهترين ديد را فراهم مي كند از دست مي رود و گاهي اوقات از بين رفتن ديد به صورت جزئي است و بيمار احساس مي كند از پشت شيشه مات نگاه مي كند.
دانشور تصريح كرد: اغلب از دست رفتن بينايي با درد بخصوص هنگام حركت چشم همراه است و تقريبا در تمام موارد قدرت تشخيص رنگ نيز كاهش مي يابد. وي اظهار داشت: علاوه بر اشكال در ديد رنگي حاشيه تصاوير نيز كاملا واضح نيست كه به اصطلاح گفته مي شود كانتراست تصوير كم شده است و اختلال ديد بيمار معمولا در عرض چند ساعت يا يك تا دو روز به حداكثر شدت مي رسد. اين متخصص ادامه داد: نقص بينايي در ساعات مختلف شبانه روز ممكن است تغييرات جزيي داشته باشد كه عمدتا با بيماران در روز ديد ضعيف تر و شب ها ديد بهترين دارند و اين تغيير در قدرت بينايي با تغيير دماي بدنه و ورزش سنگين نيز ديده مي شود . دانشور كافكي خاطرنشان كرد: در 90 درصد مبتلايان به ام اس قدرت ديد به طور تدريجي در طي 6 تا 12 هفته به شرايط نرمال بر مي گردد ولي در برخي از بيماران مقداري اخلال ديد باقي مي ماند و در برخي از موارد تا 6 ماه طول مي كشد كه بطور كامل ديدشان بهبود مي يابد. دانشور كافكي يادآور شد: در برخي از موارد بيماران حتي پس از بهبود كامل احساس مي كنند ديد چشمشان با قبل از شروع بيماري و يا با چشم سالم تفاوت دارد كه عمدتا مربوط به اختلال در درك رنگ و وضوح تصوير است [ سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389 ] [ 13:30 ] [ همدل ]
[ ]
راسخون: فرشته اشتری دانشیار دانشگاه گفت :بیماری ام اس یک بیماری دستگاه عصبی مرکزی بوده که سیستم عصبی مرکزی شامل نخاع ومغزرا درگیرمیکند که دراین قسمت ها پلاک هایی ایجاد میشودو با مرورزمان این پلاک ها بیشترشده ونهایتا سیستم ایمنی شما قسمتی از بدنتان را مانند جسم خارجی تصور کرده وبه آن حمله میکند. [ شنبه بیست و دوم خرداد 1389 ] [ 15:21 ] [ همدل ]
[ ]
ادامه مطلب [ سه شنبه هجدهم خرداد 1389 ] [ 22:21 ] [ همدل ]
[ ]
نويسنده: طيبه هاشم زاده بيماري MS از بسياري جهات بيماري است اسرار آميز و رازگونه. پس از 120 سال مطالعه و تحقيق، هنوز درباره علل بيماري، پيشگيري يا درمان آن چيز زيادي نمي دانيم. اين بيماري به صورت الگوهاي خاصي در جهان روي مي دهد و برخي از نژادها را بيش از سايرين گرفتار مي کند. هيچ روشي براي پيش بيني احتمال مبتلا شدن افراد به اين بيماري وجود ندارد. تشخيص، به ويژه در مراحل اوليه بيماري مي تواند مشکل باشد و پزشکان قادر به پيش بيني آينده فرد مبتلا به MS نيستند، زيرا روند پيشرفت آن در افراد بسيار متغير است. اما علي رغم اسرار آميز بودن اين بيماري، آنچه هم اکنون مي دانيم راه را براي تحقيق و پژوهش اميدبخش درباره اين بيماري هموار مي کند و به احتمال بسيار در آينده ي نه چندان دور اسرار آن کشف و راه درمان آن مشخص مي شود. MS چيست؟ تشخيص آزمايش هايي که به تشخيص ياري مي رسانند، عبارتتند از: 1- آزمايش مايع نخاع 2- الکترو فروز 3- نوار مغز (EEG) 4- MRI 5- اندازه گيري واکنش هاي ايجادي بصري (در اينجا الکترودي که روي پيشاني بيمار است، سرعت انتقال پيام ها از چشم ها و اعصاب بينايي را به مغز اندازه مي گيرد که از طريق تغييراتي که روي تصوير تلويزيون مي افتد مشخص مي شود.) علائم ابتلاء به بيماري MS، اثرات رواني نيز به همراه دارد و گاهي بيمار دچار اضطراب، بي قراري و افسردگي نيز مي شود. شيوع بيماري 1- بزرگسالان: نشانه ها معمولاً اولين بار بين سنين 20-40 سال ظاهر مي شود. تشخيص بيماري قبل از 15 سالگي بسيار نادر است. 2- ساکنين مناطقي با آب و هواي سرد: بروز بيماري در مناطق نزديک به قطب از مناطق حاره و معتدل بيشتر است. 3-زنان: در مقابل هر 10 مرد مبتلا 12 تا 20 زن مبتلا وجود دارد. اين عدم توازن نيز در مناطق مختلف جهان تغيير مي کند. 4- سفيدپوستان: MS در ميان نژاد سفيد بيش از ساير گروههاي نژادي ديده مي شود. علل بيماري MS ممکن است علت بيماري نوعي ويروس نادر باشد که در افرادي که مستعد اين بيماري مي باشند بروز مي کند. واکنش بيش از حد يا نقص دستگاه ايمني بدن مي تواند با عامل فوق ترکيب شود. دستگاه ايمني بدن ممکن است علت اصلي باشد. شايد چون به نحوي غيرعادي به ويروس رايج واکنش نشان مي دهد. اگر علت وجود ويروس باشد. اين ويروس مي تواند از نوعي باشد که پيش از دوباره فعال شدن سالها به حالت خفته در بدن زنده بماند. اما هنوز هيچ شواهد مستقيمي براي ويروس خاصي که باعث بروز MS شود، وجود ندارد. عقايد نادرست در مورد MS مسري و عفونت زا است- اين بيماري از شخصي به شخص ديگر سرايت نمي کند. يک بيماري موروثي است، به نظر مي رسد که استعداد مبتلا شدن به MS ارثي باشد، اما خود بيماري موروثي نيست. MS يک بيماري مغزي و رواني است - اين حقيقت که بيماري باعث آسيب ديدگي پوشش هاي ميلين در مغز مي شو بدين معنا نيست که MS يک بيماري «ذهني» يا رواني است و يا نتيجه «ضعف اعصاب» مي باشد. بيماران MS نمي توانند ازدواج کنند - بيماران مبتلا به MS هيچ مشکلي براي ازدواج ندارند و حتي مي توانند بچه دار شوند. در حال حاضر زنان مبتلايي هستند که بعد از بچه دار شدن متوجه شده اند سالها پيش به اين بيماري مبتلا بوده اند. درمان 1- داروهاي ضد التهاب 2- اينتر فرون ها (که گروهي از پروتئين هاست که از مورد حمله واقع شدن سلولهاي همجوار توسط ويروس ها جلوگيري مي کند) 3- داروهاي سرکوب کننده دستگاه ايمني بدن 4- پيوند بافت، تزريق، جراحي روي نخاع و طب سوزني نيز براي بهبود و کاهش علائم MS استفاده مي شود. منبع: جوانان امروز، شماره 2096 [ شنبه پانزدهم خرداد 1389 ] [ 18:33 ] [ همدل ]
[ ]
قرص "ام اس" تولید شدجامعه > سلامت - به گزارش واحد مرکزی خبر: محققان علوم پزشکی اعلام کردند : داروی جدیدی به صورت قرص ساخته اند که علیه بیماری ام اس مصرف خواهد شد. سازندگان دارو ، در انتظار تایید نهایی اداره دارو و غذای امریکا ، اف دی ای ، برای عرضه آن به بازار هستند. بیماری ام.اس ( مولیتپل اسکلروزیس ) یکی از شایعترین بیماری های سیستم اعصاب مرکزی ( مغز و نخاع ) است و بر اثر تخریب غلاف میلین ایجاد می شود. میلین غلافی است که فیبرهای عصبی را احاطه می کند و در انتقال سریع امواج عصبی نقش بسیار مهمی دارد. در حالت طبیعی با وجود این غلاف امواج عصبی به سرعت منتقل شده و موجب توانایی بدن در ایجاد حرکات هماهنگ و موزون میگردند. در بیماری ام.اس این غلاف عصبی به تدریج تخریب می شود و بدین ترتیب امواج عصبی از مغز به خوبی منتقل نمی شود و علایم مختلف بیماری ام.اس ظاهر می شود. این بیماری مسری نبوده و از دسته بیماریهای ارثی هم محسوب نمی شود، اما نقش ژنتیک در ایجاد آن تایید شده است. در حال حاضر هیچ درمان قطعی برای این بیماری وجود ندارد اما شیوه های درمان موجود در تغییر سرعت روند بیماری مؤثر هستند. ادامه مطلب [ شنبه پانزدهم خرداد 1389 ] [ 18:33 ] [ همدل ]
[ ]
نتایج مطالعه جدیدی که میتواند به بهبود روشهای درمان آسیبهای مغزی و بیماریهای مرتبط با مغز منجر شود نشان میدهد مغز انسان قادر به تولید سلولهای عصبی جدید است. به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از رویترز، محققان در گذشته متوجه شده بودند برخی دیگر حیوانات از قبیل موشها در طول حیات خود سلولهای مغزی جدیدی تولید میکنند و شواهد غیر مستقیمی بدست آمده بود که نشان میداد انسانها نیز قادر به تولید سلولهای جدید در مغز خود هستند. هماکنون محققان دانشگاه “آکلند” در نیوزیلند و آکادمی “ساهلگرنسکا” در “گوتنبرگ” سوئد با استفاده از اسکن “امآرآی” و نیز تصاویر تهیه شده با میکروسکوپهای الکترونی از بافتهای مغزی اهدایی افرادی که دچار مرگ مغزی شدهاند، برای نخستین بار موفق به مشاهده تولد سلولهای جدید در مغز شدهاند. این سلولهای بنیادی درست همانطور که در مغز موشها رخ میدهد، پس از متولد شدن در مغز به بخش مربوط به حس بویایی مغز مهاجرت میکنند و در خلال این جابهجایی به سلولهای عصبی تبدیل میشوند. این محققان در گزارشی که در شماره روز جمعه نشریه “ساینس” به چاپ رسیده است اعلام کردند در حیوانات آسیب مغزی سبب تولد سلولهای مغزی جدید میشود و مطالعه جدید از وجود شواهدی مهم از وضعیتی مشابه در مغز انسانهای بالغ خبر میدهد. از آنجا که مغز انسان بسیار پیچیدهتر از مغز حیوانات است، در گذشته جستجوی این قبیل سلولهای جدید در مغز انسانها به نتیجه نرسیده بود. پیش از این ثابت شده بود که سلولهای جدید در بخش جلویی مغز موشها متولد شده و سپس به بخش مربوط به حس بویایی مغز منتقل میشوند و بدین ترتیب این حیوانات میتوانند انواع بوهای جدید را شناخته و خود را با آنها سازگار کنند. هرچند حس بویایی در انسانها در مقایسه با موشها از اهمیت کمتری برخوردار است، اما به هرحال این حس برای مواردی نظیر شناسایی بوی دود و نیز بوی مواد غذایی فاسد برای انسانها مهم است و تحقیقات قبلی نشان داده است کاهش حس بویایی میتواند نشانه اولیه ظهور برخی بیماریهای مغزی نظیر پارکینسون باشد. به گفته دکتر “مارک بکستر” محقق دانشگاه آکسفورد انگلیس که در این مطالعه حضور نداشته، کشف جدید میتواند به شناسایی روشهای جدید برای ترمیم آسیبهای مغزی در انسان بینجامد و به علاوه نشاندهنده اهمیت تحقیقات انجام گرفته روی حیوانات در هدایت یافتههای پزشکی در انسانهاست. “سباستین برندنر” محقق عصبشناسی دانشگاه کالج لندن نیز در زمینه کشف اخیر اعلام کرد درک زیستشناسی سلولهای بنیادی برای مطالعه ترمیم آسیبهای مغزی در بیماریهایی نظیر آلزایمر اهمیت زیادی دارد و ممکن است حتی سلولهای بنیادی در پیدایش برخی تومورهای مغزی نیز نقش داشته باشند و به همین علت کشف توانایی ایجاد سلولهای جدید در مغز انسان دارای اهمیت زیادی است. بازدید کننده محترم در صورتی که به اطلاعات بیشتری در رابطه با این موضوع احتیاج دارید اینجا را کلیک کنید شما همچنین می توانید از این صفحات بازدید کنید( کلیک کنید) , همچنین می توانید از مطالب گروه سلولهای بنیادی دیدن کنید ( کلیک کنید) [ شنبه پانزدهم خرداد 1389 ] [ 18:31 ] [ همدل ]
[ ]
محمد علي صحرائيان رئيس كميته علمي انجمن ام اس، در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران گفت :انجمن ام اس ايران در نظر دارد كه داروهاي خوراكي را جايگزين داروهاي تزريقي كند و اين طرح تا پايان سال 2010 به مرحله اجرا در خواهد آمد. وي ادامه داد: اين طرح در حال حاضر به مركز غذا و داروي آمريكا داده شده تا پس از نهايي شدن آن درايران به توليد انبوه برسد. صحرائيان عنوان كرد: داروهاي خوراكي ام اس فقط دو بار از سال و هر بار به فاصله شش ماه و در هر نوبت به مدت دو تا هشت روز بايد مصرف شود. وي يادآور شد:جايگزيني داروهاي خوراكي ام اس به جاي داروهاي تزريقي با هدف كاهش درد اين بيماران و بهبود شرايط زندگي آنان ساخته خواهد شد./ج [ چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389 ] [ 20:34 ] [ همدل ]
[ ]
بيماريهاي مزمن ؛ معضل قرن بيست و يكم
![]()
ادامه مطلب [ چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389 ] [ 20:28 ] [ همدل ]
[ ]
ميترسيد؟ از بيماري اماس ميترسيد؟! اگر امروز يا فردا گذرتان به مطب پزشك متخصص مغز و اعصاب بيفتد و او بگويد شما به اماس مبتلا هستيد چه احساسي پيدا ميكنيد؟! به گزارش «جام جم آنلاين»، بعضيها ميگويند اماس يعني ناتواني، اما برخلاف اين شايعات خيلي از آدمهاي موفق دنيا به اين بيماري مبتلا هستند، يك پزشك يا پژوهشگري ماهر، دانشجويي ممتاز، استادي دلسوز، همسري وظيفهشناس و.... ممكن است هريك از همه اين آدمها در مجموعه بيماران مبتلا به اماس پيدا شوند چون آنها برخلاف منفينگرها، بيماريشان را بخوبي شناختهاند و با اين شناخت كامل، آن را به زانو درآوردهاند! پيش از شروع اين گزارش ما ميخواهيم اعتراض بكنيم. يكي از صفات خوب آدمهاي موفق اين است كه هميشه جرات دارند به اشتباهاتشان اعتراف كنند و آنها را جبران كنند. روزنامهها هم مثل آدمها هستند و اگر بخواهند موفق باشند بايد با شجاعت به خطاهاي غيرعمديشان اعتراف كنند. امروز، روز اعتراف ماست. در جامجم چندي پيش خبري را درباره اماس به نقل از بخش پزشكي يكي از سايتهاي خبري چاپ كرديم كه در قسمت پاياني آن، ادعا شده بود بيماران مبتلا به اماس سرانجام ناتوان ميشوند و ميميرند، اما اين ادعا به هيچ وجه واقعيت ندارد و همين موضوع امروز دستمايه تهيه گزارشي براي جبران اشتباه ما شده است در صفحهاي كه شما دوستش داريد. اماس يعني چي؟ اماس نوعي بيماري شايع در سيستم عصبي انسانهاست كه معمولا مغز و نخاع را تحريك ميكند و در آن لايه حفاظتي سلولهاي عصبي (ميلين) آسيب ميبيند. دكتر مژگان طباطبايي، متخصص مغز و اعصاب در گفتگو با «جامجم» درباره اين كه بيماري اماس دقيقا چگونه به وجود ميآيد، توضيح ميدهد: در اين بيماري آنتيباديهايي در بدن توليد ميشوند كه به غشاء سلولهاي عصبي حمله ميكنند. بسته به اين كه هر بار اين گلبولهاي سفيد ديوانه شده، به اعصاب كدام يكي از اندامهاي بدن شما حمله كنند، نوع اندامي كه در هر حمله اماسي دچار مشكل ميشود متفاوت است يعني ممكن است آنها زماني تصميم بگيرند به اعصاب بينايي شما حملهور شوند، روزي ديگر به اعصاب حركتيتان و... اين كه آنها در هر حمله، كدام اندام را انتخاب ميكنند هم هنوز غيرقابل پيشبيني است و به همين دليل تظاهرات بيماري اماس در هر فرد با فرد ديگر متفاوت است و اين موضوع باعث ميشود هيچ وقت نتوانيد دو بيمار اماسي را پيدا كنيد كه در شروع و پيشرفت بيماري كاملا به هم شبيه باشند. دكتر طباطبايي درباره دليل بيماري اماس ميگويد: دليل اين بيماري هنوز كاملا ناشناخته است، البته بيماراني بودهاند كه با هم نسبتهاي فاميلي داشتهاند اما احتمال منشاء ژنتيكي اماس هنوز صد درصد نيست. ايرانيهاي خوششانس اماس 4 نوع دارد و اگر به انجمن اماس سري بزنيد، آنجا جزوههايي در اختيارتان قرار ميگيرد كه در آنها به شكلي كامل درباره انواع اماس از ديدگاه پژوهشگران صحبت شده است، اگرچه بررسي كامل اين 4 نوع از حوصله اين گزارش خارج است با اينحال اگر بخواهيم خلاصهاي از آن را برايتان بگوييم ميشود گفت بيشتر انواع اماس حملههايي همراه با بهبودي دارند و فقط يك نوع از آن بهبودي ندارد و باعث ناتوان شدن بيمار تا پايان عمر ميشود. دكتر طباطبايي درباره نوع رايج اماس در ايران ميگويد: بيشتر بيماران اماسي در ايران به اماس خوشخيم مبتلا هستند و حملههاي بيماري در آنها با پسرفت و بهبودي همراه است. به گفته اين متخصص مغز و اعصاب بيماري اماس معمولا در سنين 20 تا 30 سالگي شيوع بيشتري دارد با اينحال كودكان يا ميانسالاني هم وجود دارند كه به آن مبتلا ميشوند. اين علائم را جدي بگيريد در بسياري از بيماران مبتلا به اماس، بيماري با ايجاد مشكل در بينايي آغاز ميشود، اما همانطور كه گفتيم اين يك اصل هميشگي نيست. دكتر طباطبايي هشدار ميدهد: بيماري ممكن است با علائمي چون تاري ديد، دو بيني، سرگيجه، عدم تعادل، اختلال در حركت و بياختياري يا بندآمدن يا تكرر ادرار ظاهر شود. او بار ديگر تاكيد ميكند: احتمال دارد بيماران با حمله اماس دچار ناتوانيهايي شوند، اما اين كه اماس باعث مرگ شود بههيچ وجه صحت ندارد. به گفته اين متخصص، اماس بيماري عادي است، بسياري از مردم دنيا به اماس مبتلا هستند و به زندگي طبيعيشان ادامه ميدهند، اما بهتر است بيماران مبتلا به اماس هميشه زير نظر پزشك و زير پوشش انجمن اماس باشند تا درباره بيماريشان آگاهي كافي و به روز كسب كنند. او درباره شيوه زندگي مبتلايان به اماس ميگويد: در كشورهايي مانند ژاپن كه از غذاهاي دريايي استفاده ميكنند، ابتلا به اين بيماري كمتر است. مبتلايان به اماس بايد زندگي بدون فشارهاي روحي، همراه با ورزش، تفريح، پيادهروي و موسيقي داشته باشند. هواي گرم براي اين بيماران مناسب نيست. فيزيوتراپي هم به شرطي كه خستهشان نكند براي آنها مفيد است. با اين حال، هنوز خيلي چيزها درباره اماس ناشناخته است براي مثال چند سالي است پژوهشگران اروپايي درباره رابطه اماس و زيبايي مشكوك شدهاند تا بفهمند دليل اين كه زيبارويان بيشتر به اماس دچار ميشوند، چيست البته آنها هنوز به نتيجه قطعي نرسيدهاند و احتمال ميدهند اين مساله تصادفي باشد. برخي از پژوهشهاي علمي نيز به نتايج اميدواركنندهاي رسيدهاند براي مثال دانشمندان وعده ميدهند كه در سالهاي آينده از طريق سلولهاي بنيادي ، تحولي عظيم در درمان اين بيماري ايجاد كنند اما تا زماني كه همه رازها درباره اماس فاش شوند، يك حقيقت را فراموش نكنيد: اماس نميتواند ما را ناتوان كند، مگر وقتي كه در ناخودآگاه تسليمش شده باشيم!
[ دوشنبه دهم خرداد 1389 ] [ 14:28 ] [ همدل ]
[ ]
كارشناس برنامه : دكتر سعید رضا شهامي متخصص بيماري هاي مغز و اعصابقبل از اينكه ما راجع به خود بيماري ام اس صحبت كنيم لازم است كه راجع به آناتومي سلول هاي مغزي مختصري توضيح داشته باشيم .سلول هاي مغزي دقيقاً از چند جزء ساخته شده اند ، يك جزئي در ساختمان اين ها هست به نام میلین كه ماده اي است از جنس فسفلی كه مي آيد مانند يك غلافي دور تا دور آكسون و سلولهاي عصبي را احاطه مي كند . آكسون يك قسمتي از سلول هاي عصبي است كه پيام هايي را كه از جسم سلول هاي عصبي صادر مي شود را منتقل مي كند و اين پيام ها منتقل مي شود به درواقع ساير سلول هاي عصبي و در نهايت به عضلات و نتيجه اين مي شود كه مغز فرماني را مي دهد كه اين پيام راه جسم سلول عصبي آكسون منتقل مي شود به عضلات يا حركت و درواقع برنامه اي اجرا مي شود در بدن .حالا میلین درواقع نقش اين غلاف را دارد ، دقيقاً در نظر بگيريد نقش يك روكش سيم برق را ، دليلي كه ما روي اين قضيه بحث كرديم اين است كه در بيماري ام اس كه مي خواهيم راجع به آن صحبت كنيم اتفاقي كه مي افتد اين است كه اين غلاف يا روكش از بين مي رود و سلول عصبي درواقع برهنه باقي مي ماند و درنهايت باعث خواهد شد كه اين سلول پيام عصبي كه از جسم سلول عصبي صادر مي شود نتواند به درستي انتقال پيدا كند ، دقيقاً مثل اينكه در يك سيم برق قطع شدگي اتفاق بيفتد و همان نتيجه اي كه ما مي بينيم كه اگر داخل يك ساختمان يك سيم برقي دچار قطع شدگي بشود ممكن است كه درواقع ما روشنايي آن خانه را از دست بدهيم ، دقيقاً در مغز هم چنين پروسه اي ممكن است حس شود . موقعي كه پيام سلول عصبي نتواند منتقل شود اختلالات عصبي تظاهر پيدا خواهد كرد و باعث يك طيفي از علائم متنوع خواهد شد كه راجع به آن صحبت مي كنيم .سوال : علت و عوامل اين بيماري يعني ام اس چه مي تواند باشد ؟جواب : اتفاقي كه مي افتد اينكه در سير تكامل سيستم اعصاب آن سلول هاي سفيد سركوب گري كه داخل بدن هستند به عبارت ديگر دچار خود زني مي شوند يعني اين سلول هاي سفيد خود بدن بر عليه اين میلین كه راجع به آن صحبت كرديم موادي مي سازند كه اين مواد باعث مي شود كه اين میلین از بين برود ، سلول عصبي فاقد میلین بشود و در نتيجه بيماري ام اس ايجاد بشود . يا بطور ديگر مي توان گفت اينكه سلول هاي سفيد يا گلبول هاي سفيد و يا سلول هاي دفاعي بدن اين میلین را درواقع اشتباه مي گيرند با يك عامل خارجي و بيگانه و به آن مانند يك ويروس نگاه مي كنند و براي لئون موادي ساخته مي شود كه منجر به تخريب اين میلین مي شود و در نهايت ام اس ايجاد مي شود .چه چيزهايي باعث مي شود كه اين اشتباه اتفاق بيفتد ؟ بعضي ها مي گويند كه عفونت ها يا ضربه هاي مغزي مي توانند براي آزاد نمودن موادي كه منجر به اين اختلالات بشوند مستعد كنند درواقع اين پروسه را . دومين عامل عفونت ها را ذكر مي كنند . يكي از علل احتمال بيماري ام اس وجود انواع عفونت ها مي باشد . بطوري كه مشاهده مي شود عفونت هاي مكرر و گذرا ، سرماخوردگي هاي پشت سر هم و يا عفونت هاي دائمي مي تواند شخصي را مستعد اختلالات سيستم میلین و يا ام اس بكند . در ميان انواع عفونت هايي كه ما داريم رابطه بين عفونت هاي ويروسي و ام اس شناخته شده تر هست . دلايل موجود حاكي از آن است كه در بعضي از بيماران ام اسي ما تيتر آنتی بادی سرخك را ويروسي به نام ويروس هرپس سیمپلکس كه همان عامل تب خال ما بالاتر مي بينيم . اينكه ويروس سرخك يا خود عامل ويروس تب خال یا هرپس سیمپلکس كه بتواند باعث درواقع شروع ام اس بشود مورد ظن است و احتمالش است كه اين دو ويروس بيش از ساير ويروس ها فرد را مستعد به ام اس بكنند .بد نيست كه بدانيم پس عفونت ها مي توانند نقش داشته باشند در بروز بيماري ام اس . عامل و يا فاكتور بعدي ارث است . ببينيد ما نمونه هاي زيادي داريم كه ام اس را در خيلي از خانواده ها به وفور مي بينيم يعني اينكه ارث و ژنتيك نقش مهمي مي تواند داشته باشد در ابتلاي فرد به اين بيماري ، يافته هاي اپیدمیو لوژیک استعداد بيماري هاي ام اسي به ارثي بودن را به شدت حمايت مي كند . بيست درصد بيماران ام اس يكي از اعضاي خانواده شان هم همزمان به اين بيماري مبتلا هستند ، از 5 نفر شما سوال كنيد يكي شان به شما پاسخ خواهد داد كه بله همچين نمونه بيماري را در خواهر ، برادر و خاله و عمه و يا افراد نزديك و درجه يك سراغ دارند ، شانس اين بيماري در فاميل مبتلايان به ام اس 20 تا 40 برابر نسبت به افراد معمولي بيشتر است .عوامل محيطي آيا نقش دارند ، بله - يك عامل محيطي كه درواقع باعث بيماري مي شود هر چند ناشناخته است ولي مي تواند موثر باشد ، حالا اين عوامل محيطي مي تواند شامل محيط زندگي باشد ، هواي سرد باشد ، تماس با بعضي از حيوانات باشد ، مصرف گوشت و لبنيات باشد ، اين ها چيزهايي است كه ذكر شده است ولي هيچ كدام هنوز ثابت شده نيست . ضربه هاي مغزي مي توانند به عنوان يك عامل مستعد كننده و شروع كننده بيماري محسوب شوند . ديده شده كه درواقع مي تواند ضربه مغزي در شرح حال بيماران قبل از علائمشان وجود داشته باشد و اين هم به عنوان يك ظن و شك مطرح است . حاملگي در بيماري ام اس تاثيري ندارد ولي در سه ماه بعد از زايمان احتمال بروز علائم زياد مي شود و مي تواند به عنوان يك فعال كننده تلقي شود .بيماري ام اس يك بيماري نادري نيست . بطوريكه اين بيماري در حال حاضر ميليون ها نفر را در سراسر جهان مبتلا كرده . بيماري در زمان جواني ظاهر مي شود و شايع ترين سن ابتلا هم 24 سالگي است ولي معمولاً در بين سنين 15 تا 50 سالگي مشاهده مي شود ، كمترين سني كه تا به حال اين بيماري ديده شده 24 ماهگي و يا دو سالگي بوده ، بيشترين سني هم كه گزارش كردند در سن 67 سالگي بوده است . در ده درصد موارد سن بروز بيماري بيش از 50 سال است و در كمتر از سه دهم درصد كمتر از ده سال است . زنان تقريباً دو برابر مردان مبتلا مي شوند به اين بيماري و شيوعش هم در نژادهاي گوناگون فرق مي كند بطوريكه اين بيماري تمايل دارد بيشتر در سفيد پوستان ديده شود و در سياه پوستان تقريباً نصف شيوع سفيد پوستان را دارد .بيماري ام اس بسيار به ندرت در مناطق استوايي ديده مي شود . هر چه از خط استوا دور مي شويم و به قطب نزديك مي شويم بيماران ام اس را شما بيشتر مي بينيد . شيوع اين بيماري در بعضي از كشورها نظير آمريكا خيلي زياد است ، در كشور ما ايران متوسط است ، در جاپان و چين به شدت كم است . علت هم تا به حال مشخص نشده كه چرا چنين اتفاقي می افتد ، ولي مي تواند درارتباط با استعداد هاي نژادي هم باشد . افرادي كه كمتر از 15 سالگي از مناطقي با شيوع زياد مثلا مثل آمريكا به مناطقي با شيوع كم مثل چين و جاپان مهاجرت مي كنند شانس گرفتاري بيماري در آن ها كم مي شود در حالي كه اگر بعد از 15 سالگي اين مهاجرت اتفاق بيفتد شانس بروز بيماري دقيقاً مثل همان كشور مبدأ كه از آن آمدند است . پس محيط جغرافيايي مي تواند در بروز بيماري نقش داشته باشد ، علت بروز بيماري ام اس دقيقاً مشخص نيست ، يك چيزهايي دانشمندان حدس مي زنند ولي هيچ كدام از اين ها صد در صد نيست و كسي نمي تواند قسم بخورد كه تنها اين عامل باعث بروز بيماري خواهد شد .
( آقاي جوهرچي ، متخصص داروهاي گياهي )
|
||||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | |||||