پيشرفت شگرف در فناوري‌هاي پزشكي در سال‌هاي اخير، افق‌هاي جديدي را براي درمان بيماري‌هاي صعب‌العلاج نمايان كرده است. يكي از اين پيشرفت‌ها، تحقيقات وسيع جهاني در زمينه سلول‌هاي بنيادي و سرعت چشمگير آنها در درمان بيماري‌هاي لاعلاج است.

سلول‌هاي بنيادي مادر همه سلول‌هاست كه توانايي تبديل به تمام سلول‌هاي بدن را دارد. اين سلول‌ها واجد توانايي خود نوسازي و تمايز به انواع سلول‌ها از جمله سلول‌هاي خوني، قلبي، عصبي و غضروفي هستند همچنين در بازسازي و ترميم بافت‌هاي مختلف بدن بدنبال آسيب و جراحت مؤثر بوده و مي‌توانند به درون بافت‌هاي آسيب‌ديده‌اي كه بخش عمده سلول‌هاي آنها از بين رفته است، پيوند زده شوند و جايگزين سلول‌هاي آسيب ديده شده و به ترميم و رفع نقص در آن بافت بپردازند.

راه‌هاي زيادي براي استفاده از سلول‌هاي بنيادي در تحقيقات پايه و باليني وجود دارد. با اين وجود از نظر تكنيكي سختي‌هاي زيادي بين تئوري‌هاي اميدبخش در درمان بيماري‌ها و رسيدن به يك روش عملياتي مناسب در درمان آن‌ها وجود دارد كه پر كردن اين فاصله فقط با انجام آزمايشات و تحقيقات بيشتر امكان‌پذير است.

مطالعه و تحقيق در زمينه سلول‌هاي بنيادي جنيني انسان اطلاعات زيادي را درباره حوادث اتفاق افتاده در حين زندگي جنيني انسان به ما مي‌دهد. يكي از نتايج اوليه اين تحقيقات نحوه تبديل شدن سلول‌هاي غيرتمايز يافته كه در واقع همان سلول‌هاي بنيادي هستند به سلول‌هاي تمايز يافته و بالغ بافت‌هاي مختلف بدن است.

دانشمندان دريافته‌اند كه روشن و خاموش شدن برخي ژن‌ها مسئول اين عمل هستند كه خود اين پديده در اثر علائم و سيگنال‌هايي است كه به سلول داده مي‌شود. خواستگاه اين علائم مي‌تواند از محيط خارج و يا از داخل خود سلول باشد.

در جريان برخي از بيماري‌ها مانند سرطان‌ها و يا نقص‌هاي مادرزادي، عملكرد ژن‌ها دچار اختلال و موجب تقسيم و يا تمايز غيرطبيعي سلول‌ها مي‌شود. اطلاعات تكميلي در زمينه شيوه كنترل ژنتيكي و مولكولي اين پديده مي‌تواند افق هاي جديدي را در زمينه‌اي درمان و يا محدوديت اين بيماري‌‌ها فراهم كند.

مشكل اصلي دانشمندان در زمينه استفاده از سلول‌هاي بنيادي براي درمان بيماري‌ها اين است كه هنوز به طور كامل سيگنال‌هايي را كه موجب روشن و خاموش شدن ژن‌ها مي‌شود، كشف نكرده‌اند تا با استفاده از آن‌ها تقسيم و تكامل سلول‌هاي بنيادي را كنترل كنند.

استفاده از سلول‌هاي بنيادي براي توليد سلول‌هاي جديد، تمايز مستقيم اين سلول‌ها به سلول‌هاي نوع خاصي از بدن، اميد رسيدن به يك منبع جديد تجديدپذير براي جايگزين كردن سلول‌ها در بافت‌هاي خاص را در درمان بيماري‌ها نويد مي‌دهد. از جمله اين بيماري‌ها مي‌توان به بيماري‌هاي سيستم عصبي مركزي مانند پاركينسون و آلزايمز، آسيب‌هاي نخاعي، سكته‌ها و نيز در سوختگي‌ها و بيماري‌هاي قلبي، ديابت و آرتريت روماتوييد اشاره كرد.

براي مثال؛ مي‌توان سلول‌هاي عضلاني قلب را در محيط آزمايشگاه توليد و سپس آن‌ها را براي ترميم ضايعات قلبي به عضلات قلب پيوند زد.

همچنين درباره بيماران ديابتي اين سلول‌ها قابل استفاده‌اند. بيماران ديابتي نوع يك در واقع افرادي هستند كه سيستم ايمني بدن آنان در مقابل سلول‌هاي سازنده انسولين در پانكراس واكنش نشان مي‌دهند و آن‌ها را تخريب كنند. حالا اگر بتوان سلول‌هاي سازنده انسولين را در داخل شرايط آزمايشگاه ساخت و به بدن فرد پيوند زد، اين سلول‌ها شروع به ساخت انسولين كرده و علايم بيماري از بين مي‌رود.



خون ‌‌بند ناف

نخستين پيوند خون‌بند ناف در سال 1988 ميلادي در فرانسه و توسط دكتر گلوكمن به يك كودك مبتلا به كم‌خوني (فانكوني) زده شد و به اين ترتيب تا به امروز صدها پيوند موفق خون بند ناف صورت گرفته است و مراكز بزرگ ذخيره اين سلول‌ها در كشورهاي مختلف جهان تأسيس شده است.

بررسي‌هاي انجام شده نشان مي‌دهد كه هر ساله حدود 30 هزار بيمار با بيماري‌هايي كه با پيوند سلول‌هاي بنيادي مغز استخوان قابل درمان هستند در سال شناسايي مي‌شوند و حدود 75درصد اين بيماران قادر به يافتن يك داوطلب مناسب براي اهداء خون مغز استخوان نيستند.

از سوي ديگر جستجوي مراكز ثبت اهداكنندگان مغز استخوان زمان بسياري به خود اختصاص مي‌دهند به اين ترتيب ذخيره خون بندناف زمان را كوتاه و ميزان اهداكننده را بيشتر مي‌‌كند و به اين ترتيب زمان را براي مبتلايان به سرطان‌هاي حاد كوتاهتر مي‌كند.دكتر محمدرضا علويان، متخصص ژنتيك مي‌گويد: خون بند‌ ناف، خوني است كه پس از تولد در بند ناف باقي مي‌ماند و همراه آن دور انداخته مي‌شود. اين خون علاوه بر سلول‌هاي خوني، منبعي غني از سلول‌هاي بنيادي خون‌ساز است. ويژگي مهم سلول‌هاي خوني بندناف، كامل نشدن سلول‌هاي خوني از جمله لنفوسيت‌هاي آن است كه در نتيجه احتمال رد پيوندهاي انجام شده با اين نوع سلول‌ها در مقايسه با پيوندهاي مغز استخوان بسيار كمتر خواهد بود.

بعضي از بيماري‌هايي كه با استفاده از سلول‌هاي بنيادي خون بند ناف قابل درمان هستند عبارتند از اختلالات سلول‌هاي بنيادي: كم‌خوني

ـ لوسمي حاد. لوسمي تمايز نيافته حاد.

ـ لوسمي مزمن.

بيماري‌هاي نقض در توليد لنفوسيت‌ها: لنفوم غيرموجكين، لنفوم موجكين.

ـ ناهنجاري‌هاي ارثي گلبول‌هاي قرمز، بتاتالاسمي ماژور

ـ اختلالات سيستم ايمني مادرزادي، سندرم كاستمن

ـ نقض ارثي پلاكتي.

ـ اختلالات پلاسماسل.

ـ بيماري‌هاي ارثي: سندرم لش‌پنهان

ـ ساير بيماري‌ها: آلزايمر، ديابت، پاركينسون، صدمات نخاعي، سكته‌هاي قلبي و مغزي، بيماري‌هاي كبدي و ديستروفي



تحقيق‌هاي دانشمندان

چنـدي پيش دكتـر جـمشيـد لطفـي، رئيس انجـمن ام ـ اس ايران درباره تلاش محققان ايراني براي استفاده از سلـول‌هاي بنيـادي مغز استخوان در درمـان بيماري ام . ‌اس گفت: در تحقيقات انجام شده اين روش در 25 بيمار با شرايط خاص مورد بررسي قرار گرفته كه تا به حال نتايج مطلوبي داشته است.

او مي‌گويد: در اين تحقيق سعي شده كه با استفاده از سلول‌هاي بنيادي كه از مغز استخوان بيماران گرفته شده است، سلول‌ها را در آزمايشگاه به تعداد قابل توجهي تكثير و سپس به مايع نخاع تزريق كنيم.

او با ابراز اميدواري نسبت به اينكه استفاده از سلول‌هاي بنيادي در بيماري‌هاي خاص مؤثر باشند، مي‌گويد: اين طرح در قالب پروژه‌هاي مشترك با دانشگـاه علـوم پـزشكي تهـران و بـا همكـاري مركز ام ـ‌ اس بيمارستان سينا و بخش‌هاي ايمونولوژي و مغز و اعصاب دانشگاه تهران در حال انجام است.



نتايج تحقيق

دكتر محمدعلي صحراييان، متخصص مغز و اعصاب و مجري طرح تحقيقاتي سلول‌هاي بنيادي درباره سلول‌هاي بنيادي مي‌گويد: سلول‌هاي بنياد، سلول‌هاي پيشتازتمام سلول هاي بدن هستند و به سرعت تقسيم و تكثير و ساخت سلول را انجام مي‌دهند.

روزانه در بدن ما ميليون‌ها سلول از بين مي‌روند و سلول‌هاي ديگري جايگزين آن مي‌شوند و يكسري از سلول‌هاي بدن كه قابليت تمايز و تقسيم را دارند كه به اين سلول‌هاي پيشتاز يا سلول‌هاي بنيادي گفته مي‌شود.

سلول‌هاي بنيادي معمولاً در مغز استخوان وجود دارند كه با استفاده از روش‌هاي آزمايشگاهي و با كمك ميكروسكوپ مي‌توان آنها را استخراج كرد. اين سلول‌ها قابليت‌ اين را دارند كه به بافت‌هاي مختلف بدن تبديل شوند. درحقيقت اين سلول‌ها مالتي پتانسيل هستند، يعني پتانسيل‌هاي مختلفي دارند كه مي‌توانند به بافت‌هاي عصبي، قلبي و اندام‌هاي ديگر تبديل مي‌شوند.

او مي‌افزايد: در زماني كه جنين متولد مي‌شود، سلول‌هاي بنيادي در بند ناف و يا در گردش خون او وجود دارد كه بعضي از محققان خون بند ناف را مي‌گيرند و سلول‌هاي بنيادي را استخراج مي‌كنند.



درمان بيماري

او درباره نقش سلول‌هاي بنيادي در درمان بيماري ام‌‌ ـ‌ اس، مي‌گويد: از 10 تا 15 سال پيش استفاده از سلول‌هاي بنيادي در درمان بيماري‌هايي ـ كه باعث تخريب سلول‌هاي بدن يا تحليل رفتن آنها مي‌شود ـ مورد توجه قرار گرفته است و چون بدن انسان توسط دو سلول ساخته مي‌شود و آميختگي اين دو سلول بافت‌هاي بدن را مي‌سازند. اين سلول‌ها تمايز پيدا مي‌كنند و از تمايز آنها سلول‌هاي ديگر ساخته مي‌شود و بافت‌ها و ارگان‌هاي مختلف به‌وجود مي‌آيند.

به عنون مثال، اگر بافت عصبي توسط يك سلول بنيادي توليد شود، وقتي اين بافت تخريب مي‌شود، ممكن است توسط سلول‌هاي بنيادي دوباره ساخته شود. بحث اصلي ما اين است كه آيا سلول‌هاي بنيادي مي‌‌توانند بافت‌هاي تخريب شده را ترميم كنند يا خير؟

بيماري ام ـ اس، بيماري خود ايمني است كه مايلين غشاي عصبي در اين بيماري دچار تخريب مي‌شود و بافت عصبي در يك پروسه خود ايمني در بدن دچار تخريب مي‌شود.

استفاده از سلول‌هاي بنيادي به‌طور آزمايشي در درمان اين بيماري آغاز شده و نخست در مدل‌هاي حيواني مبتلا به ام ـ اس مورد استفاده قرار گرفته است. موش تنها حيواني است كه مدل حيواني بيماري ام ـ اس را نشان مي‌دهد و با ديدن تاثير درماني روي اين حيوان، مطالعات انساني آغاز شده است. البته مطالعات انساني، پاسخ‌هاي متفاوتي داشته است. استفاده از سلول‌هاي بنيادي در بعضي از بيماران بي‌تاثير و در بعضي موثر بوده است.

هم‌چنين بعضي از بيماران، عوارضي داشته‌اند البته هنوز مراجع علمي به نتيجه قطعي درباره درمان بيماري با سلول‌هاي بنيادي نرسيده‌اند و به تحقيقات وسيع علمي مشغول هستند تا با توجه به نتايج آزمايش‌ها، وارد صحنه علم شوند و تصميم‌گيري كنند.

او معتقد است: سلول‌هاي بنيادي را مي‌توان از اندام‌هاي مختلف بدن تهيه كرد. اين سلول‌ها را ممكن است از خود فرد، از مغز استخوان و يا از بند ناف جنين تازه متولد شده دريافت كرد. اين سلولها در محيط‌هاي كشت خاص پرورش داده مي‌شوند؛ سلول آماده‌سازي شده، تزريق مي‌شود، البته روش تزريق هم متفاوت است. تزريق ممكن است از راه سرخرگ يا سياهرگ يا از راه مايع مغزي نخاعي يا تزريق مستقيم به بافت انجام شود. البته هنوز نتايج قطعي در مورد هيچ يك از آزمايش‌هاي انجام شده بدست نيامده است.



فن آوري جداسازي

او در پاسخ به اين پرسش كه در حال حاضر استفاده از سلول‌هاي بنيادي در چه مرحله‌اي است، مي‌گويد: از چند سال پيش فن‌آوري جداسازي سلول‌هاي بنيادي توسط محققان ايراني در دستور كار قرار گرفته و كشور ما خوشبختانه از چند سال پيش به اين فن‌آوري دست يافته است و آنان به راحتي مي‌توانند، سلول‌هاي بنيادي را از بافت‌هاي مختلف جدا كنند. در حال حاضر هم در رشته هاي مختلف علمي از زنان و زايمان گرفته تا بيماري‌هاي قلب و عروق از سلول‌هاي بنيادي استفاده مي‌شود.

در زمينه بيماري‌هاي مغز و اعصاب بخصوص بيماري ام ـ اس، مطالعه‌اي پنج ساله در دانشگاه علوم پزشكي تهران انجام شده است و انجن ام ـ اس ايران هم از سلول‌هاي بنيادي بر روي هفت بيمار استفاده كرده است و در اين مطالعه مي‌خواهند نشان دهند كه تزريق سلول‌هاي بنيادي ضرري به فرد نمي‌رساند به‌طور كلي هر مطالعه علمي بايد دو جنبه داشته باشد كه جنبه مهم آن اين است كه دارو يا روش استفاده شده ضرري به فرد نمي‌رساند و جنبه ديگر هم اين است كه نه فقط ضرر نمي‌رساند، بلكه سود هم دارد و ما براي اينكه ضرر نرساندن را نشان دهيم بايد اين روش را روي چند بيمان امتحان كنيم.

او مي‌افزايد: معمولاً هر جا كه يك روش علمي مطرح مي‌شود، افراد و محققان سعي مي‌كنند كه آن روش علمي را به اثبات برسانند. متاسفانه در كنار اين تحقيقات يك سري روش‌هاي غيرعلمي توسط افراد سودجود ـ كه قصد سوءاستفاده از آن روشها را دارند ـ به‌وجود مي‌آيد كه براي بيماران دردسرساز مي‌شود و درمان آنها را با مشكل روبرو مي‌كند.



هشدار پزشكي

چندي است كه در كشورهاي همسايه، تبليغاتي توسط افراد سودجود صورت گرفته است و مدعي درمان با سلول‌هاي بنيادي با بهايي بسيار گزاف هستند در حالي كه استخراج سلول‌هاي بنيادي يك كار تحقيقاتي است و براي كار تحقيقاتي در هيچ جاي دنيا از بيمار پولي دريافت نمي‌شود، زيرا بيمار سلامتي خود را در اختيار محقق قرار مي‌دهد تا او نتيجه تحقيقاتش را ثابت كند.

متاسفانه در برخي از كشورها كه از نظر اصول‌ اخلاقي در شرايط بدي قرار دارند، بدون اينكه تحقيقات خاصي درباره سلول‌هاي بنيادي انجام دهند، داعيه درمان بيماران ام ـ اس را دارند و از هر بيماري 30 ميليون تومان پول مي‌گيرند و به بيمار مي‌گويند 90درصد بهبود يافته است و 10 درصد ممكن است بهبودي حاصل نشود و جالب اينجاست كه به بيشتر بيماران گفته مي‌شود كه شما جزء آن 10 درصد هستيد كه به درمان پاسخ نداده‌ايد.

بايد به بيماران هشدار دهيم كه سلول‌هاي بنيادي در هيچ كجاي دنيا به عنوان يك درمان استاندارد و ثابت شده نيست، بلكه فقط به عنوان ابزار تحقيقاتي است كه علم، روزي آن را اثبات يا نفي كند. امروز ممكن است افق روشن باشد و بگويند استفاده از اين سلول‌ها بسيار خوب است، ولي چند روز بعد ضررهاي استفاده از آن ثابت مي‌شود و علم آن را رد مي‌كند.

بنابراين تا زماني كه علم اين روش درماني را اثبات نكرده است، بيماران نبايد پولي بابت درمان پرداخت كنند.

متاسفانه چندي است كه در شبكه‌هاي تلويزيوني و كشورهاي بيگانه، تبليغاتي را مي‌بينم كه ادعاي درمان بسياري از بيماري‌هاي لاعلاج را دارند و اين درحالي است كه كارشان كلاهبرداري است.

از بيماران مي‌خواهيم قبل از مراجعه به اين افراد با پزشكان متخصص صحبت كنند تا متضرر نشوند. روش‌هاي زيادي در دنيا به‌وجود آمده كه بعد از مدت كوتاهي اعلام شده مؤثر نبوده است.

او مي‌گويد: در حال حاضر گروهي از محققين علوم پزشكي تهران مشغول مطالعه سلول هاي بنيادي در بيماران ام ـ اس هستند، ولي هنوز به نتيجه خاصي نرسيده‌اند.

وي تصريح مي‌كند: تاكنون 16بيمار وارد اين طرح شده‌اند و چون طرح تحقيقاتي است، دو سال زمان نياز دارد.


تاريخ : پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 | 9:19 | نویسنده : همدل |
امکانات وب
  • سه سیب
  • بوم اف